شکایت به فنی حرفه ای 1

دیروز رفتم فنی حرفه ای اصفهان ،برای پیگیری نامه ای که برای مدیر کل فنی حرفه ای نوشته بودم .موضوع نامه :شکایت ازشرایط برگزاری آزمون پیرایش مورخ ١۶ آذرماه ٨٨ بود.

در این نامه از مکان برگزاری آزمون "آموزشگاه x"از برخورد غیر مودبانه ممتحین و شرایط آزمون شامل :عدم فضای کافی برای فرد امتحان دهنده و همراهان .عدم امکانات کافی، شکایت کرده بودم.یک پیشنهاد هم داده بودم که برای مربیان و آزمون گران آرایش و پیرایش ،کلاس های اخلاقی هم برگزار کنند تا از لحاظ برخورد با مشتری و کلا افراد دیگرتوجیح بشوند.و کمی روابط عمومی اشان را ارتقا بدهند.

شاید فکر کنید این مسایل نیاز به شکایت کردن ندارد.شاید فکر کنید که مشکلات بزرگ تری برای پیگیری دارید.ولی من اینطوری فکر نمی کنم .بیشتر از همه از برخورد آزمون گرها عصبانی ام .واقعاچه فکری می کنند؟انگار از یک کره دیگه آمده اند.شاید هم فکر کردند که ما فقط همین یک امتحان و توی عمرمون دادیم .و نمی دانیم مقررات _ادب و نزاکت چیه!!تخلف دیگه ای هم که مرتکب شدند این بود که با مشورت هم نمره می دادند .اگر قرار بود مشورتی نمره بدهید که دو تا آزمون گر نمی گذاشتند ..دوتا برای این هست که اگریکی خواسته یا نا خواسته ،سلیقه  ای نمره داد و نه براساس عدالت ،نمره آزمون گر دیگر گویای این تخلف یا بهرحال اشتباه باشد و حق امتحان دهنده ضایع نشود!

با این اوصاف ،روز بعد امتحانم نامه را نوشتم و برای آقای زارع ایمیل کردم.سه شنبه این هفته  که رفتم فنی حرفه ای ،مدیر دفترش که خانم خوش برخوردی هم بود گفت نامه را فرستادم که وارد سیستم کنند.رفتم نامه را بگیرم .خانم مسئول گفت چنین نامه ای در سیستم ثبت نشده.بعد از کمی گشتن .نامه را پیدا کردو گفت نامه تازه امروز برای ثبت به ما تحویل داده شده!یعنی بعد از ٣ هفته !!!نامه را گرفتم بردم بالا که بدهم دفتر بازرسی و شکایات ،که خدا را شکر تشریف نداشتن .آقای آبدارچی گفت رفتن جلسه!فکر کنم منظورش از جلسه راهپیمایی میدان انقلاب بود!!!!

بهرحال نامه را دادم خانم مدیر مسئول .او هم گفت رسیدگی خواهد شد.حالا من هم پاکارم تا واقعا رسیدگی شود ،باید این خانم های آزمون گر جواب پس دهند!تا دلم خنک شود!!!!

فکر می کنید این پیگیری نتیجه میدهد ؟یا اینکه مثل همه چیز این مملکت "که خر تو خر "هست این یکی هم بی فایده باشد!دیر یا زود مشخص میشود.

دلم پر است از این وضعیت مملکت .کی وضعیت این کشور سر و سامان بگیرد خدا می داند .

چند روز پیش هم رفته بودم دارو خانه ،دارو بگیرم .به خانمی که انجا کار می کرد دفترچه ام را نشان دادم و گفتم اگر داروها بیشتر از ده هزار تومان می شود بروم عابر بانک پول بگیرم .او هم با ماشین حساب جمع زد و گفت کمتر از سه هزار تومان میشود.بعد من هم توی نوبت ایستادم ودفترچه ام را دادم و خانم دارو ها را آورد مسئول اصلی که آقای حدودا ۶۵ ساله ای بود دارو ها را چک کرد .و گذاشت توی پلاستیک .پرسیدم چقدر شد .گفت چهار هزار تومان .ولی آن خانم گفته بود کمتر از سه هزار تومان!!!!!من هم که آن روز توی عالم هبروت بودم . قضیه را نگرفتم .هرچند یادم آمد که خانم چی گفته بود ولی پیش خودم گفتم حتما چهارهزار تومان می شود!نمی دانم چرا این فکر و کردم!!!!!!!!!!!بعد خواستم دفترچه ام را بردارم که آقای مسئول داروخانه یهو دفترچه را از دستم کشید و گذاشت توی پلاستیک !گفتم حتما می خواهد لطف کرده باشد!!!!چه فکری!!!

بعد که پول را دادم .گفت پانصد تومان هم تخفیف برای شما !!بازم دوزاریم نیفتاد.داروخانه مگر دکان بقالی ست که تخفیف بدهد !!!!بعد که آمدم بیرون و سوار تاکسی شدم .دفترچه را درآوردم و چک کردم که دارو ها شده ٢٢٠٠ تعجبخیلی جالبه نه؟؟؟

دلم می خواست سرم رابکوبم به شیشه ماشین .چرا ؟چون این آقا دزده دوتا گوش دراز روی سرمن دیده بود!!! حالا گذاشتم که حال این یکی را هم بگیرم .احتمالا دفعه دیگه هم که بروم سروقتش می خواهد همین بازی و در بیارورد !!!آنجا یک حالی بهش می دهم که تا عمر دارد کاری را که در حقم کردفراموش نکند!!

نتیجه اخلاقی :دز بهترین و بدترین شرایط .چشمانتان را خوب باز کنید .به خودتان مسلط باشید .همه جوانب را بررسی کنید .اگر یکی گفت سلام سریع نگویید علیک!همیشه خیلی خوش بین نباشید!زیاد کاسب جماعت را تحویل نگیرید .تجربه به من نشان داده است هرچی نرم تر و مظلوم تر بنمایید کارتان بیشتر زاراست !زبانتان هم همیشه دراز باشد (البته با رعایت ادب).این نسخه خوب جواب میدهد .

/ 4 نظر / 16 بازدید
مستانه

سلام درستش کردم راجع به آمتحان آرایشگری بگم من هم پارسال فنی حرفه ا ی امتحان دادم طرف دوزار حالیش نبود به همه هم توهین می کرد اما من جلوشون وایستادم اما دیدم به دیگران هم همچنان با بی ادبی تمام توهین می کنند من همراه خواهر و دختر عمه ام بودم به آنها گفتم بلای سر این زن بیارم حال کنه بعد رفتم یادم نیست چی انداختم تو دستشوئی اونجا لوله گرفت زنیکه مجبور شد دستشو تو گوه کنه تا چاه را باز کند[شیطان][قهقهه] دلم خنک شد چه حالی کردم باید شما خودتون بتوند دیگران را ادب کنید با شکایت کار به جائی نمی رسد اگه بونی چه زن گستاخ و عوضی بود من باکی نداشتم چون برام مهم نبود همینطوری می خواستم امتحان بدم جوابش رادادم و آخر سر هم دیدی که [قهقهه] اصلا میخوای بیام اونجا این بلا را سر اون خانوم نیمه محترم بیاورم بد خواه داری بگو خواهر[چشمک]

بشقاب اسپاگتی

من هم با مستانه موافقم. با شکایت نمیتونی راه به جایی ببری. این اتفاق ها برای من هم افتاده. البته توی دانشگاه. ممتحن یه عقده ای بود. از همونا که بچه ها بهش میگویند فاطی کماندو. و دست آخر هم با یکی از دخترهایی که موهاش بیرون بود دعواش شد و دختره مجبور شد قبل از اینکه امتحان شروع بشه، جلسه رو ترک کنه و اون ترم از درس صفر بگیره. دنیا رو میبینی ؟ چند روز پیش هم سوار تاکسی شدم و از سر یخچال تا سر ظفر رفتم. راننده یه پسر جوون بود که پراید زپرتی اش رو اسپرت کرده بود و cd نوحه گذاشته بود. باید قیافه اش رو میدیدی. آدم رو یاد سران القاعده می انداخت. نهایت 21 ساله بود اما ریش کثیفش تا روی سینه اش میرسید. هزار تومن بهش دادم، وقتی پیاده شدم شیشه جلو رو 10 سانت کشید پایین، بقیه پول را گذاشت توی دستم و پاشو گذاشت روی گاز و رفت. 400 تومان پسم داد! برای اون یه تیکه راه! این درحالی بود که من همون اول که نشستم پولم رو حساب کردم تا اگه برای بقیه اش خورده نداشت، بگه. تمام مسیر هم داشت بقیه پول منو میشمرد . اما وقتی پیاده شدم بقیه اشو گذاشت توی دستم! نمیدونم میخواست با صدتومن- دویست تومن های دزدی، راکفلر بشه ؟ یا نوحه گوش میکرد و

بشقاب اسپاگتی

راستی مرجان عزیز، از اینکه میخواهی به من کمک کنی، واقعاً ازت ممنونم. درحقیقت من وبلاگ تو رو میخونم، برای اینکه یک خیلی ازش خوشم میاد. یه جور احساس حقیقی در اون نهفته است. نمیخواهم سوء تفاهم بشه و فکر کنی میخوام برای مهاجرت ازت کمک بگیرم. اما داشتن دوستانی مثل تو، برایم خیلی غنیمت است. چون هردو دختریم و هر دو شیفته این که مرزها را درنوردیم. اما بهرحال من خیلی پررو ام !!!!! سوالاتم را از تو خواهم پرسید؛ نازنین[ماچ][گل]

کوچه ای بی انتها

نخیر مثل اینکه شما هم مثل من بدرد این مملکت نمی خوری. باید بذاری بری.