خاطرات ایرنادا


خاطرات ایران _کانادا از زبان مرجان جون

چی شد که واسه کبک اقدام کردم ؟

افسانه شخصی چیزی است که همواره آرزوی انجامش را داری .

بعدازاتمام درسم تصمیم گرفتم که برای کانادا اقدام کنم .تا اومدم تصمیم بگیرم یکسال گذشت .چون پروسه مهاجرت به فدرال طولانی بود و منهم زبان فرانسه می دونستم از طریق کبک اقدام کردم .فروردین 86با یک شرکت مهاجرتی قرارداد بستم ولی برنامه رفتنم از طریق skilled workerدر شهریورقطعی شدو اون موقع بود که تکمیل مدارک کردم .آخه تا اون موقع هنوزفکر می کردم که راه های بهتری هم برای رفتن هست که منو زودتر به کاناداجون برسونه اما ای دل غافل که اشتباه می کردم .....

آبان 86 فایل نامبرمو گرفتم وشهریور 86 نامه مصاحبه بدستم رسید که دراون اومده بودکه بایستی در تاریخ  25نوامبر 2008 برای مصاحبه به هتل روتانادر دمشق برم .اون روز که از دفتر وکیلم تماس گرفتن ،توی تاکسی بودم ،داشتم میرفتم لباسی که برای عروسی خواهرم دوخته بودمو پرو کنم.نمیدونیداز شنیدن این خبر چقدر خوشحال شدم . فرصت چندانی برای تمرین زبان فرانسه نداشتم .چون مشغول آماده شدن برای امتحان  ielts بودم ومهرماه امتحان داشتم .امتحانم خوب شد و بعد هم 4 جلسه فشرده سوالات مصاحبه رو پیش یکی از اساتید فرانسه تمرین کردم .البته با این که رشته ادبیات فرانسه خوندم ولی بازم هنوز احساس می کردم آمادگی شرکت در مصاحبه رو ندارم .ولی این 4جلسه خیلی کمکم کرد.خدا رو شکر سرفراز از مصاحبه بیرون اومدم .. 

 ١٧مارچ ٢٠٠٩ هم Bfile  صادر شد .در حال حاضر هم منتظر مدیکال هستم .

   + مرجان - ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۸